اعتبار
۰ تومان
نام نسخه تعداد قیمت تومان کل تومان حذف






استان شماره گیرنده
  • ثبت کد تخفیف
  • افزایش اعتبار

قلمرو دزدان

قلمرو دزدان The realm of thieves
۱۵۲۵
۱ از ۱ فصل


قلمرودزدان

شهري بود که در آن همه چيز ممنوع بود و چون تنها چيزي که ممنوع نبود بازي الک دولک بود ، اهالي شهر هرروز به صحراهاي اطراف ميرفتند و اوقات خود را با بازي الک دولک مي گذراندند. چونكه قوانين ممنوعيت نه يکباره بلکه به تدريج و هميشه با دلايل کافي وضع شده بودند ، کسي دليلي براي گلايه و شکايت نداشت و اهالي مشکلي هم براي سازگاري با اين قوانين نداشتند.سالها گذشت . يکروز بزرگان شهر ديدند که ضرورتي وجود ندارد که همه چيز ممنوع باشد پس جارچي ها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که آنها ميتوانند هر کاري دلشان مي خواهد ، بکنند. جارچي ها براي رساندن اين خبر به مردم ،به مراکز تجمع اهالي شهر رفتند و با صداي بلند به مردم گفتند : ”آهاي مردم! آهاي… ! بدانيد و آگاه باشيد که از حالا به بعد هيچ کاري ممنوع نيست“.مردم که دور جارچي ها جمع شده بودند ، پس از شنيدن اطلاعيه ، پراکنده شدند و بازي الک دولک شان را از سر گرفتند.جارچي ها دوباره اعلام کردند : ”مي فهميد ؟ شما حالا آزاد هستيد که هر کاري دلتان ميخواهد ، بکنيد“ .اهالي جواب دادند : ”خب!  ما هم داريم الک دولک بازي مي کنيم“.جارچي ها کارهاي جالب و مفيد متعددي را به يادشان آوردند که آنها قبلا انجام مي دادند و حالا دوباره مي توانستند به آنها بپردازند ولي اهالي گوش نکردند و همچنان به بازي الک دولک شان ادامه داند.جارچي ها که ديدند تلاششان بي نتيجه است ، رفتند و به امرا اطلاع دادند.امرا گفتند : ”کاري ندارد! الک دولک را ممنوع مي کنيم“ .آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و همه امراي شهر را کشتند و بي درنگ برگشتند و بازي  الک دولک را از سر گرفتند.









موارد مرتبط

نام

تاریخ ۱۱:۰۷ ۱۳.۹۹.۱۲

امتیاز


0px
0px
  • قست اول
    ۰۰:۰۶:۴۴
برای ادامه روی نسخه مورد نظر کلیک کنید.
  • قست اول
    ۰۰:۰۶:۴۴
طرح جلد : سعید معتمدراد
  • قست اول
    ۰۰:۰۶:۴۴
  • قست اول
    ۰۰:۰۶:۴۴
تعداد صفحات
۰۰
۰۰
00:00
00:00